خرید بک لینک
کدامین نامه ؟/ تورج عاطف مرد : در این نامه ( شاهنامه )آیا نامی از پدران من می بری ؟این درم بستان و نام ایشان را بنویس و این درم نیز تاظلم ایشان از قلم بیاندازی که همه ظالمان عهد خود بودند !فردوسی : ا

برچسب: نویسنده: هلیا رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:12

مهر سینما/ تورج عاطف سینما همان مفهومی را دارد که جعفر پناهی در سخنانی که در شب گذشته در فستیوال فیلم اروپا به هنگام اهدای جایزه موفقیت ژولیت بینوش خطا

برچسب: نویسنده: هلیا رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:12

عالمی دیگر و از نوع آدمی ؟/ تورج عاطف آدمی در عالم خاکی نمیآید به دستعالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی" حافظ"در دهم دسامبر سال 1896 آلفرد نوبل در گذشت . مردی که می

برچسب: نویسنده: هلیا رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:12

بامدادی دگر/ تورج عاطفبه میلاد دگر بامدادی نشسته ام و به یاد بامداد دوباره می نگارم . این روزها بسیار سخت است از طلیعه صبح سخن گفتن اما امید است که ما را به این اندیشه ببرد که شاید روزی دگر بغض ترانه

برچسب: نویسنده: هلیا رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:12

ندای با عمو یادگار / تورج عاطف تنها او بود که خود را بامداد نامید اما از مهتاب شب گفت ! حکایت مهتاب شب شاملو چون مهتاب شب مشیری از عشق و غم و هجر و از امید بود و بی گمان

برچسب: نویسنده: هلیا رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:12

" عشق بازی شعر و نقش" دست به قلم می برم و رسم کنم نقش عشق رقصان می شود کلامم و نجوا كند نغمه عشقبوم وقلم را رها ئی دهم تا در هم پيچن

برچسب: نویسنده: هلیا رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:12

پاییزطلائی / تورج عاطفمن وغرق در اين زیبا پاييز طلائيعاشقانه ترانه ها بی وقفه آیند ز هرجائيبرگ طلائي مي بوست رخ دلنشین نور مهرخورشيد مي بخشد طلیعه شادمانی بي هيچ كبرنسيمي كه نوازش مي كند مهربانه موي

برچسب: نویسنده: هلیا رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:12

چشمهای بی باران / تورج عاطف آسمان قهر کرده استزمین به سیاهی ها سر تسلیم فرود آورده استو سیاهی در کلام و رخ و حتی پشت لبخندهای پر تظاهر عیان استباد در سر زمین ناشناسی گم شده ا

برچسب: نویسنده: هلیا رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:12

کدامین راه ؟ / تورج عاطفمرد در چشمانش قطره های اشک است که اگر شرم و شرافتی هنوز وجود داشت باید بجای اشکش جماعت همه چیزدان می رفتند به عمق زمین و برای همیشه دفن می شدنداشک مرد از برای چه بود ؟او نان

برچسب: نویسنده: هلیا رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:12

شب یلدائی / تورج عاطف روزگاری خسرو گلسرخی چنین شوریدگی را به شعر نمایان کند اگر از خواب شب یلدا ما برخیزیم اگر از خواب بلند یلدا ، برخیزیم ما همین فردا کاری خواهیم کرد کاری کارستان..کارستان حکایت خ

برچسب: نویسنده: هلیا رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 3:12

صفحه بندی